... - تاریخ: 1393/1/6 ساعت: 18:30
روزگار همیشه خوب می گذرد البته نه برای من بلکه از روی من  
... - تاریخ: 1393/1/6 ساعت: 19:29
مامان؟ لحافه من آبی بود ...! چرا رنگش سفید شده؟ بالشتم مثل پنبه نرم بود ...! چرا مثل سنگ شده؟ بابا؟ چرا لامپو روشن نکردی؟؟ !!! تو که میدونستی من از تاریکی میترسم! مگه داره بارون میاد؟ ... اخه همه جا بوی خاک میاد؟! آخر هفته نیست که ...! پس چرا منو شستن؟ عشقم؟آروم باش ... چرا گریه میکنی؟ ... چرا وقتی ...
به سلامتی - تاریخ: 1393/1/6 ساعت: 19:10
به سلامتی پسری که گفت من تو زندگیم فقط دنبال یه دختر میدوام   اونم دختر خودمه وقتی تازه داره راه رفتن یاد میگیره ...
تلخ - تاریخ: 1393/1/6 ساعت: 19:05
چه سخت است مرور کردن خاطراتی که روزی شیرین ترین بودند اما حالا آنقدر تلخ شده اند که هم دلت را به درد می آورند هم اشکت را در می آورند
... - تاریخ: 1393/1/6 ساعت: 18:47
به سلامتی پسری که عشقشو بغل یکی دیگه دید که داره میخنده ، بغضشو قورت داد و گفت: لامصب هنوز قشنگ میخنده ...
... - تاریخ: 1393/1/6 ساعت: 18:43
مو هایش سفید شد .... کودکی که دزدکی دفتر خاطراتم را خواند . .. . !!!!!